|
خدای را در درونم با زبان بی زبانی توصیف می کنم از خدای هیچ را آرزومندم در پناهش امنم در کنارش آرامم بی وقفه صدایت می زنم تا در من همچنان بتابی جاری می شود اشکهایم هر گاه می خوانمت امیدوارم از رحمت عشقت تکیه گاه می خوانمت امید می دانمت و پیوسته در تار و پودم با کلاف جان می بافمت و در ریسمان آسمانی ات که مرا به بلوغ می رساند چنگ می زنم به بودن نیازی نیست چرا که هستم من برای ابد هیچم به بودنم احتیاجی نیست زیرا می دانم و ایمان دارم آنگاه که به نبودن می رسم ذره ای پیوسته ام در اقیانوس وسعت بی انتهای تو لذت می برم و رنج می کشم و می چرخم در چرخه پیوسته زندگی چرا که من می دانم رنج چیست و لذت یعنی چه هر دو را چون شب و روز که هرگز از هم جدا نیستند با عشق به سر می کنم به تو می رسم در انتهای این راه بی انتها چرا که از تو ام و جویبار وجودم به اقیانوس وجود تو می رسد
چهار شمع به آهستگی میسوختند، در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش میرسید.
شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هیچ كسی نمیتواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودی میمیرم ....... سپس شعله صلح و آرامش ضعیف شد تا به كلی خاموش شد
شمع دوم گفت: من ایمان و اعتقاد هستم، ولی برای بیشتر آدمها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد كه دیگر روشن بمانم ......... سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت.
شمع سوم با ناراحتی گفت: من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم كه دیگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشیه زندگی خود قرار دادهاند و اهمیت مرا درك نمیكنند، آنها حتی فراموش كردهاند كه به نزدیكترین كسان خود عشق بورزند .............. طولی نكشید كه عشق نیز خاموش شد. ناگهان كودكی وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را دید، گفت: چرا شما خاموش شدهاید، همه انتظار دارند كه شما تا آخرین لحظه روشن بمانید ......... سپس شروع به گریستن كرد ........... پــــــــس...
شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانیكه من وجود دارم ما میتوانیم بقیه شمعها را دوباره روشن كنیم، مـن امـــید هستم. با چشمانی كه از اشك و شوق میدرخشید ..... كودك شمع امید را برداشت و بقیه شمعها را روشن كرد...
نقش گفتار در زندگی گفتار نقش مهمی را در بازی زندگی بر عهده دارد بر اساس گفتار مورد بخشش خداوند و یا مورد خشم و قهر او قرار میگیرم مرگ و زندگی هردو در اختیار زبان هستند به جسم و زندگی ما نیز شکل میدهند اگر به هنگام دعا باور داشته باشید که به هر چه می خواهید میرسیم، همانا آن را دریافت خواهید کرد 98 در صد بدن انسان گوش است هر چرا که در زبان جاری شود تاثیر شگرفی بر جسم و روح انسان می گذارد زبان انسان باید برای شفا ، موفق شدن ، و دعای خیر باشد و به یاد داشته باشید آنچرا که برای دیگران بخواهید برای خود تان اتفاق می افتد نتیجه گفتار و پندار انسان به سوی خودش باز می گردد. همه انسانها از یک روح الهی هستن به آنچرا که پیش رو دارید به دیده تحسین بنگرید خاموش باش. و رستگاری پروردگار قانون الهی را نظاره کن گناه بیماری و مرگ صورتی دیگر از مادیات و اندیشه های دنیوی هستند . عشق هر انسان با عشق هستی اش را در کره ی خاکی آغاز می کند . به یکدیگر عشق بورزید . عشق یه پدیده یا شکوه است و چشمان انسان را به بعد چهارم دنیای شگفتی ها می گشاید وقدر تمندترین نیروی ربایش کائنات عشق هست حسادت بزرگترین دشمن عشق است. و از نظر جسمی هم باعث پیری زود رس سلولهای بدن میشود انسان بدون عشق مبدل به نقاره بد صدا و سخنی بد آهنگ می شود. عشق بی عیب نقص ترسی را نقش بر آب می کند . انکه می ترسد در عشق خود پاکباز نیست و عشق گردن نهادن به قانون الهی است خداوند مایه شادی و عشق و آرامش است در ملکوت او نه اتفاقی شومی برایتان رخ می دهد و نه بلایی برسرتان نازل خواهد شد مهم ایی نیست که دیگران چه می کنن تو خود باش و سعی کن خوب باشی انسان در هر مرحله از زندگی باید در جستجوی حقیقت باشد و اسرار واقعی وجود خود را بیابد و وجود ملکوتی خودش را آلوده گناه نسازد گناه افت وجود انسان است که و او را به نابودی می کشاند هر روز یک زیبایی ، یک نغمه عاشقان ه یک شروع را به همراه دارد کافی است که آنرا بیابی و با آن همراه گردی اینگونه ، همواره شاد خواهی بود گوش کن این نغمه ها برای توست این نغمه های برای من است و برای آنکه در عمیق ترین لحظه خویش آنانرا جستجو می کند و بر آن شادمان می گردد به عشق بکوش تا در تمامی لحظات آسمان آن گرمای حقیقی را در تمامی قلب خویش احساس نمایی و با آن یگانه مهربان همراه گردی و آنگاه است که بر تو مکشوف خواهد گشت که خداوند همواره با توست
|