تبليغاتX
ما به هم محتاجیم


ما به هم محتاجیم

درد و دل
آثار بجا مانده از یک عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
دوستت دارم

* . * ...*. *
. * .*.. *`·.¸.·´* (¨`·.·´¨) * . * . * .
* .. *..(¨`·.·´¨). *`·.¸.·´* . * . * . *
..* ... *`·.¸.·´ * *. * . * . *4u* . *
* . * . * . . * . *.*. * . * . * .. * .*
___00000___00000 *.*.kiss* . * .. * . *
__0000000_0000000. * . * . * . * 4u ..
__000000000000000. * . * . * . * . * .
___0000000000000 * . * . *Kiss* ... * .*
____00000000000 * . *. * . * .* .. * . *
______0000000 * . *. * . * . * .. * . *
________000 * . *. * . * ... * . *kiss* .
_________0* . * .. ** .. *4u * . * .
* . * .. ** .. * . * . * . * . * .. ** ..


باور كن
  
باور کن که دوستت دارم
ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی 
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای
به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم 
دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم
 

دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ، بار دیگر تو

 آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد

بس که لبریزم از تو ، می خواهم
بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها

بس که لبریزم از تو ، می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه ی تو آویزم

عاشقت خواهم ماند
بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت

بی آن كه بر لب آرم  در دل خواهم گفت

بی هیچ سخنی  گوش خواهم داد

بی هیچ اندوهی در آغوشت خواهم گریست

بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد

بی هیچ گرمایی كنار آشیانه ی تو آشیانه می كنم

و فضای آشیانه را پر از ترانه می كنم

می پرسند : به خاطره چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

گر نمیدیدم دراین دنیا تو را

گر نبودم با توهرگز آشنا

گر درآن محفل نبودی همچو شمع

یا نمی دیدم ترا دربین جمع

گر زهربیگانه ای بیگانه تر

میگذشتم ازکنارت بی خبر

گر نمی کردی بسوی من نگاه

با نگاهی گر نمی رفتم زراه

عاشقی گر درسرشت من نبود

یا که عشقت سرنوشت من نبود

گر تورا بخت بد کوتاه من

سوی دیگر می کشید از راه من

این زمان جانم زمهرت پر نبود

سینه ام منزلگه این درنبود

گرچه عشقت غیرحسرت بر نداشت

ساقیت جز درد در ساغر نداشت

گرچه دیدم در رهت دام بلا

 وای بر من ،گرنمی دیدم ترا

 


نويسنده: مهرانگیز مورخ: پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
|+|
می خواهم تا آخر دنیا با تو باشم

و با تو در پاییزان ؛ کسادی عشق را رونقی بخشم

فرصتی یافته ام تا در شب شعر قلبت ؛ شعر نو تلاوت کنم

گاهی می شود پاییز بود ولی ؛ لهجه ای بهاری داشت

گاهی می شود به جای گفتن های مصنوعی ؛ سکوتی طبیعی داشت

تنها اگر تو بخواهی

تنها اگر فرصتی یابم

می خواهم تا خدا با تو باشم

می خواهم برای تمامیت غصه هایت شانه باشم

اگر چه در زبان نمی اید ولیکن ؛ بهار را تا پایان

و پایان را تا آغاز با تو مرور خواهم کرد

برای غصه هایت تکیه گاه خواهم بود

و نه ترسی از باران

و نه ترسی از طوفان ؛ مرا باعث لرزش نمی کند

آری می خواهم برایت کسی باشم

برای همه لحظات با تو بودن

خود را بی رنگ بی رنگ کرده ام

وبا لبخندی پاره ؛ و قلبی فرو خورده ؛ به گدایی نگاهت نشسته ام

آخر دیگر از این همه ؛ نخواندنها و رفتنها و ماندنها و نخواندنها

خسته ام

باور کن می خواهم برایت کسی باشم

باور کن ....................

منو رها کن از این فکر تنهایی

تو نرفتی ؛ نه تو هنوزم اینجایی

امروز دومین سالگرد عقد منو مهدی عزیزمه

من یه چند روزی می رم مسافرت غیبتم رو به حساب بی وفایی نذاریدهمتونو دوست دارم


نويسنده: مهرانگیز مورخ: پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
|+|
ماه من

  

  ماه من غصه چرا؟

آسمان را بنگر که هنوز، بعد صدها شب و روز                           

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد!

یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان

نه شکست ونه گرفت!

بلکه از عاطفه لبریز شد

نفسی از سر امید کشید

ودرآغاز بهار، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز ، پر امنیت احساس خداست!

ماه من ،غصه چرا ؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست!

ماه من! دل به غم دادن از یاس سخنها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من!غصه و اندوه،اگر هم روزی،مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات،از لب پنجره عشق زمین خورد و

شکست

با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود؛ که خدا هست، خدا هست!

او همانی است که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید

نشانم می داد...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد، همه زندگی ام

غرق شادی باشد ...

ماه من!

غصه اگر هست، بگو تا باشد!

معنی خوشبختی،

بودن اندوه است!

این همه غصه و غم،این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه!میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین

ولی از یاد مبر؛

پشت هر کوه بلند، سبزه زاریست پر از یاد خدا!

و در آن باغ کسی می خواند،

که خدا هست؛خدا هست

و چرا غصه؟! چرا؟!

 


نويسنده: مهرانگیز مورخ: پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
|+|
پدر

 

پیشاپیش تولد حضرت امام علی و روز پدر بر همگی مبارك

 

ز لیلی من شنیدم یا علی گفت

 

          به مجنون هم رسیدم یا علی گفت

 

                      مگر این وادی دارالجنون است

 

                            كه هر دیوانه دیدم یا علی گفت

 

                                     نسیمی غنچه ای را باز می كرد

 

                                                   به گوش غنچه كم كم یا علی گفت

 

چمن با ریزش باران رحمت

 

       دعایی كرد او هم یا علی گفت

 

                 یقین پروردگار آفرینش

 

             به موجودات عالم یا علی گفت

 

                      خمیر خاك آدم را سر شتند

 

                      چو بر می خاست آدم یا علی گفت

 

مگر خیبر ز جایش كنده می شد

 

   یقین اینجا علی هم یا علی گفت

 

                      علی را ضربتی كاری نمی شد

 

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 

یا علی

روز پدر رو به پدر عزیزم و پدر شوهرخوبم تبریک میگویم

مهدی جان عشق بی انتهای من همسر عزیز تر از جانم

روزت مبارک

 


نويسنده: مهرانگیز مورخ: پنجشنبه چهارم مرداد 1386
|+|
مطالب پیشین
:: طراح قالب وبلاگ و سايت ::

<-postTitle->

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie