سر آن نداریم که نامی به دست آریم و شهرتی به هم رسانیم، نه جویای نامیم و نه سزاوار آن، اهل دلیم و صاحبدلان، نه به هست نازیم نه، به نیست غمگین، نیست را نازم که ما را بی نیاز از هست کرد و این نهایت درویشی ماست...
جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم