|

آرامم !
هم جنس ِ نگاهت ٬
هم رنگ ِ دستهایت !
گاه سرخ و گاه گاهی سبز ...
دستهایت اینجاست !
نگاهت ٬
صدایت
خنده ات !
دیگر چه میخواهم ؟
هیچ !!
دستهایت را در دستهایم جا گذاشته ای !
نگاهت را در نگاهم ٬
و خیالت را در خیالم ... و من ٬
آرامم !
آرامتر از همیشه
   
زندگی چیست ؟ كه ما مثل اسیرانیم در چنگالش ؟
زندگی چیست ؟ كه پیوسته مرا در طلب عشق به خود می خواند ؟
زندگی دایره بودن و نابودن هاست
زندگی انسان نیست ، كه بفهمد همگان دل دارند
زندگی بازیچه است ! كودكان می فهمند !
زندگی بازی شطرنجی میان من و اوست كه اگر مات شوم باخته ام !
زندگی چیست كه ما منتظر بخشش او مبهوتیم ؟ زندگی رسم خوشایندی است !!!!
و چه زیبا دید سهراب این را
زندگی مسئله بودن و نابودن هاست ........
  
|